تبلیغات
ketabnak - دانشگاه استنفورد بریج


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

دانشگاه استنفورد بریج

نوشته شده توسط:
شنبه 11 دی 1389-01:56 ب.ظ

دانشگاه استنفورد بریج

 

 

خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

 

منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامی گفت: «مایل هستیم رییس را ببینیم.»

 

منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.»

 

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.»

 

منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد.

 

خانم به او گفت......

دانشگاه استنفورد بریج

 

 

خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

 

منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامی گفت: «مایل هستیم رییس را ببینیم.»

 

منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.»

 

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.»

 

منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد.

 

خانم به او گفت: «ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.»

 

رییس با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی برپا کنیم....»

 

خانم به سرعت توضیح داد: «آه... نه.... نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.»

 

رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «یک ساختمان! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است.»

 

خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟»

 

شوهرش سر تکان داد. رییس سردرگم بود. آقا و خانمِ "لیلاند استنفورد" بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد;

 

دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.

 

 

تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

 


 

 


 

 



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

Omar
جمعه 17 آذر 1396 12:05 ب.ظ
I go to see day-to-day a few blogs and sites to read articles, however this webpage provides quality based posts.
How do you strengthen your Achilles tendon?
شنبه 14 مرداد 1396 07:28 ق.ظ
Undeniably consider that which you stated. Your favourite reason seemed to be at the net the easiest factor to take note of.
I say to you, I certainly get annoyed while folks consider issues that they plainly do not realize
about. You managed to hit the nail upon the top and outlined out the entire thing without having side effect
, other people could take a signal. Will likely be back to get more.
Thanks
danielaroes.wordpress.com
جمعه 30 تیر 1396 02:51 ب.ظ
My partner and I stumbled over here by a different page
and thought I might as well check things out. I like what
I see so now i am following you. Look forward to looking over your web page for a second time.
foot pain going down stairs
سه شنبه 20 تیر 1396 05:58 ب.ظ
These are truly impressive ideas in regarding blogging. You have touched some nice things here.
Any way keep up wrinting.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 06:35 ق.ظ
I know this website offers quality depending posts and other data, is there any other web site which gives these kinds
of things in quality?
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:11 ب.ظ
My brother recommended I might like this web site.
He was totally right. This post actually made my day.
You cann't imagine just how much time I
had spent for this info! Thanks!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:11 ق.ظ
I'm curious to find out what blog platform you have been utilizing?
I'm experiencing some minor security problems with my latest site and I'd
like to find something more secure. Do you have any suggestions?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر